[یک روانپزشک روی خط داغ]

شهر نو ، شهروند نو ، روانپزشکی نو

نشانی و شماره تماس مطب روانپزشکی و کلینیک جنسی، زناشویی و خانوادگی دکتر بهنام اوحدی

 

 

 

 

 

از آغاز بهمن ماه ۱۳۸۹، تنها نشانی مطب روانپزشکی و کلینیک تشخیص و درمان مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی ام در تهران چنین است:

  

 تهران، خیابان ولی عصر ( پهلوی پیشین )، ضلع جنوب شرقی تقاطع نیایش ( سر اسفندیار )، رو به روی دانشکده مامایی - پرستاری دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، نبش کوی شهید بابک بهرامی، ساختمان نگین نیایش، طبقه نخست ، واحد ۱، مطب روانپزشکی و کلینیک بهداشت و سلامت جنسی، زناشویی و خانوادگی دکتر بهنام اوحدی (  Dr.Ohadi's Tehran Sex Clinic ) ،  تلفن و دورنگار : ۳- ۲۲۰۳۸۵۳۲ / ۸۸۶۷۶۰۰۳ / ۸۸۶۷۰۶۱۷ / ۸۸۶۴۵۱۲۰ / ۰۹۱۳۱۱۷۰۶۲۴ / ۰۹۱۹۴۹۴۲۰۶۰

 

روانپزشک و رواندرمانگران کلینیک، هر روز - به جز پنج شنبه و آدینه ( جمعه ) - از ساعت ۱۴تا ۲۲ ( دو پس از نیمروز تا ده شامگاه ) پذیرای مراجعان هستند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم دی 1389ساعت 14:9  توسط دکتر بهنام اوحدی ایران بد  | 

دروغ و مجیزگویی، هرگز افتخاری ماندگار به ارمغان نیاورده است...

 

استاد !! بزرگوار، جناب علیرضا افتخاری،

همشهری دهه هاست که پیرامون نشینان اسپهان باستانی در این مرز پر گزند، گند فراوان زده اند؛ اصفهانیان و منسوبان به اصفهانی، سال هاست آبروی این شهر را در میان هم میهنان برده اند که هویداست دست کم که ما اسپهانیان، خود از اصفهانی خوانده شدن آنان شرم فراوان داریم و هیچ گونه پاسداشت و نکوداشت و "افتخاری" برای آنان قائل نبوده و نخواهیم بود ! هر چند شما جزو نام آوران و مشاهیر شهر اصفهان بوده اید، اما خود به خوبی و فراست می دانید که هرگز همچون استاد بزرگوار و والا مقام تان - استاد جلال تاج اصفهانی - یا استاد جلیل شهناز و ... جزو دلنشینان و مفاخر فرهنگی دیار زنده رود نبوده اید. نه آن هنگام که تک آلبوم های نیمچه گوشنواز  به بازار عرضه می نمودید، و نه این دهه هشتاد که ماشاءالله به تولید انبوه هفته ای و فله ای رسیده اید !!  

آقای افتخاری، به سن و سال و کسوت شما، دروغ و مجیزگویی زیبا و برازنده نیست؛ چه آن هنگام که درباره ی مهریه ی ازدواج هر یک از دختران تان، آشکار و بی شرمانه دروغ گفتید و هر بار از سوی دامادهای تان، نمایان و فاش، واقعیت بیان و دروغ و مجیز گویی و ژاژخایی تان هویدا شد، و نه در دستمال یزدی چنگ گرفتن و به اسافل قدرت مداران کشیدن اخیرتان !!!

چه گونه باورهای دینی مردم ایران را به ریشخند و ریا گرفتید و مهریه ی دختر نخست تان را " از بر ( حفظ ) کردن قرآن" و مهریه ی دختر دوم تان را " از بر کردن قرآن و نهج البلاغه و چند غزل از حافظ" اعلام کردید؟!؟ اعلانی که تنها به فاصله ی چند روز از سوی دامادهای تان - رسمن و کاملن - در رسانه های رسمی و مجازی، دست ردی جدی و سنگین بر آن زده و دروغ و مجیزگویی شما استاد !! فرهیخته !!! هنر و اندیشه مان آشکار شد. 

شرم بر شما که چنین دین و آیین و مذهب و سنت و کتاب آسمانی این مردم ساده دل بی نوا را به ریشخند گرفتید و در دل به همه مقدسات و محرمات آنان خندیدید؛ مقدسات و محرماتی که گلستان شهدای خیابان فیض اسپهان، تنها نماد و نشان کوچکی از آن است....

نعمت های این دنیای پوچ و فانی و زودگذر از آن شما که نغمه ها و دستگاه های موسیقی اش را از آن جلال بی همتا بالاخره به هر زحمت و دشواری ای بود، نصفه و نیمه آموختید، اما هرگز آن اندازه هوش و استعداد نداشتید که صفا، صمیمیت، ساده زیستی، قناعت و مناعت طبع والای تاج اصفهانی پیش چشم و ذهن تان بنشیند.

با همان دروغ و ریا و ریشخند گرفتن معنویات مردم، از چشم مردمان فرو افتادید و به نوک دماغ شان هم گیر نکردید ! به کجا گرفتار شده اید را خود بهتر می دانید، اما دروغ و مجیزگویی در سن و سال و کسوت شما، هرگز ارزنده و برازنده نبوده و نخواهد بود. شما را به خدا باید سپرد که او خود، برای سرزنش و نکوهش شما دانا و تواناست.

چه آسان سوختید و چه بی توشه از دست رفتید؛ موسیقی دانستن هنر نیست، که خانه صغرا سرخابی نیز در اصفهان، خانه ی ساز و آواز بوده و بیا و برویی شکوه مند در روزگار خود داشته است؛ طبع والا و روان بزرگوار، همچون استاد ماندگار جلال تاج اصفهانی داشتن، شرط بزرگی و ماندگاری ست و این همان نکته ی نغزی ست که شما آن را نیاموختید استاد !! 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم شهریور 1389ساعت 14:48  توسط دکتر بهنام اوحدی ایران بد  | 

بهار وبلاگ « روانپزشک خانواده به روز ( www.ravanpezeshkdaily.blogfa.com ) »

 

 

« زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست

 در حق ما هر چه گوید ، جای هیچ اکراه نیست

 ........

 بنده ی پیر خراباتم ، که لطفش دایم است

 ورنه لطف شیخ و زاهد ، گاه هست و گاه نیست ! »

                                          
                                         ( خواجه ی رندان )


آن هنگام که کتاب « روان شناسی اینترنت » انتشارات دانشگاه کمبریج را به یاری استاد فضل الله قنادی به پارسی برمی گرداندیم ، هرگز گمان نمی کردم که اینترنت بتواند « تا این اندازه » دگرگونی ژرف و سترگ را - در راستای شتاب بخشیدن به رسیدن ایران به عنوان نخستین سرزمین در خاورمیانه ، به نوزایی ( رنسانس ) علمی ، فرهنگی و اجتماعی - پدید آورد.
وبلاگ جزئی کوچک از اینترنت است. وبلاگ ، وبسایت نیست؛ روزنوشت و شب نوشت و دلنوشت های الکترونیک و دیجیتال یک نفر است. چیزی شبیه به همان دفترچه خاطرات نسل های دهه های گذشته ی میهن پر آفت و گزندمان ! وبلاگ کاتارسیس ( تخلیه و تهویه : پالایش و پیرایش روانی ) آدمیان گذشته از سنت و جاهلیت است. وبلاگ برای وبلاگ نویس دستمایه و بهانه ی ساده ی زندگی زیر خط استاندارد در این سرزمین است. جایی کوچک که تو در اندک جا هم ، امکان و آزادی ابراز آشکار باورهایت را نداری و هویدا نیست که کدامین هنگام به چنگ آوری. وبلاگ در این سرزمین آن حیاط خلوت خصوصی تو و دوستانت است که یورشگران پرخاشگر ، بی اخلاق و چالش و کشمکش جو ، هر هنگام که دل شان بخواهد بدان پا می گذارند که دانه ی خشم و پرخاش و کینه و ستیز در آن بپراکنند !
اما همین وبلاگ برای وبلاگ نویس سرگرمی سالمی در این سرزمین سرشار از « افیون و مخدر و محرک » ست، به ویژه برای آنان که به جای برون گرایی و نشست و برخاست ، درون گرایی و مراقبه و مکاشفه ، پیشه می کنند.

در این سرزمین سرشار از حسد ، بخل ، بغض ، بیماری ، کینه ، با وجود مسدود شدن امکان دسترسی به وبلاگ های موج نخست ( ایران بد : ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۶ خورشیدی ) ، موج دوم ( ایران بد روی خط داغ ، یک روانپزشک ، یک سکسولوژیست ، شرمگاه ، شب نشینی در جهنم وادنگ ، یک ایران بد : ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۸ خورشیدی ) و همین وبلاگ های موج سوم وبلاگ نویسی ام ( یک ایران بد روی خط داغ ، یک روانپزشک روی خط داغ ، یک سکسولوژیست روی خط داغ ، ایران بدان ، شهروند درجه هفت : ۱۳۸۸ خورشیدی ) ، با همان هدف همیشگی ام ، یعنی افزایش سلامت و امنیت اجتماع ایرانیان درون و برون میهن ، از طریق کاستن از آسیب های روانی - جنسی - اجتماعی ایران بر پایه ی راهبرد « آموزش و ارتقای علمی ، فرهنگی و اجتماعی » و « نقد و پرسش گری از خویشتن ( Self-Criticism ) » ، از فردا هفدهم فروردین ۱۳۸۹ ، در پایان ۳۷ سالگی و گام گذاشتن به ۳۸ سالگی در سال « کوشش و کار دو چندان » ، نوشتن در این وبلاگ و دیگر وبلاگ های موج سومم را پایان بخشیده و موج چهارم وبلاگ نویسی ام را آغاز می کنم. چرا که :


« خوش بختی از آن کسی ست که در جست و جوی خوش بختی دیگران باشد »

(  زرتشت )


بنابراین ، از این پس ، به جای نوشتن در این وبلاگ ، در وبلاگ

روانپزشک خانواده ، به روز،

به نشانی

 

 www.ravanpezeshkdaily.blogfa.com

 

خواهم نوشت که به زودی نشانی های

 

 www.1ravanpezeshk.com 

و

www.ravanpezeshk.ir

 

نیز بدان پیش رانده ( فوروارد ) خواهد شد. 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 13:11  توسط دکتر بهنام اوحدی ایران بد  | 

ویزیت مراجعان دچار مشکلات جنسی - زناشویی و خانوادگی در اسپهان در سال « کار و کوشش دوچندان »

 

به نام پروردگار بخشنده ی مهربان 

در راستای مشاوره و ویزیت « ماهی یک بار » بیماران و مراجعان دچار مشکلات جنسی - زناشویی و خانوادگی در اسپهان ( اصفهان ) ،

دوشنبه بیست و هفتم ( ۲۷ ) اردی بهشت ماه  ۱۳۸۹ خورشیدی ،

و

جمعه چهاردهم ( ۱۴ ) خرداد ماه ۱۳۸۹ خورشیدی ، 

 

از ساعت ده ( ۱۰ ) بامداد تا سه پس از نیمروز ( ۱۵ )  ،  در « بیمارستان سینا » ، به نشانی :

اسپهان ( اصفهان ) ، خیابان شمس آبادی ، پس از چهارراه قصر ، بیمارستان تخصصی و فوق تخصصی سینا ، جنب مرکز سونوگرافی ، شماره تماس : ۲۲۰۵۰۲۵ ( داخلی ۵۱۸ )

 

پذیرای مراجعان و بیماران ارجمند خواهم بود.

هر چند متاسفانه ، به دلیل آغاز کار هفتگی در کلینیک های دماوند و کرج - افزون بر حضور هر روز پس از نیمروز تا شامگاهان در مطب تهران ، و کار آموزشی در روزهای پنج شنبه و جمعه ، به احتمال فراوان ، امسال توانایی حضور پیوسته و هماهنگ ( منظم ) در اسپهان ( اصفهان ) را نخواهم داشت...

  

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 22:4  توسط دکتر بهنام اوحدی ایران بد  | 

آه ای ایرانم ، ... ، دور ز تو آرامم و باز در آتش ، تو را خواهانم !

 

آه ای ایرانم،

ای مرز پر گزند دلیرانم،

دور ز تو آرامم و نیک می دانم،

که من ایرانی،

سده هاست آرامگهی نیک ندارم؛

گر چه در آغوشت آرام ندارم اما،

آه ای ایرانم،

ای مرز پر گزند دلیرانم،

دور ز تو آرامم و باز در آتش، تو را خواهانم؛

آه ای ایرانم،

ای تشنه خاک خراب آبادم،

ماتم کده ای و غم سرای و مرهم نه غم،

دور ز تو آرامم و باز در آتش، تو را خواهانم !

                                    ( بهنام اوحدی ،هندوستان ،گوا ، 8/1/1389 )

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 13:40  توسط دکتر بهنام اوحدی ایران بد  | 

جان راب : نمایی از ددمنشی های ژاپنی ها در جنگ جهانی دوم

 

 

John Rabe جان راب : نمایی از ددمنشی های افسار گسیخته ی ژاپنی ها در جنگ جهانی دوم

 

 

از دیگر فیلم هایی که برای آنان که همچون من شیفته و دلبسته ی تاریخ هستند ، گیرا و فراموش ناشدنی ست ، یکی هم فیلم « جان راب ( John Rabe ) » ساخته ی فلوریان گالن برگر ( Florian Gallenberger ) است که به کوشش های انسان مدارانه ی نماینده ی کمپانی زیمنس در نانچینگ چین طی یورش وحشیانه و خونخوارانه ی ژاپن بدان جا در ۱۹۳۷ - دو سال پیش از یورش ددمنشانه ی آلمان نازی به لهستان - می پردازد.

جان راب آلمانی پیرو هیتلر ، همراه با دکتر ویلسون انگلیسی هیتلر ستیز و گروهی دیگر از دیپلمات ها و بازرگان های اروپایی بر آن می شوند تا یک « منطقه ی ایمن ( Safe Zone ) » برای مردمان بی گناه چینی ، به ویژه زنان و کودکان پدید آورند تا شاید بتوانند تا آن جا که ممکن است آن ها و به ویژه دختران جوان و نوجوان را از وحشی گری های دیوانه وار و ددمنشانه ی سپاهیان ژاپنی نجات دهند !

فیلم به خوش خیالی و ساده لوحی « جان راب » در باور قلبی اش به رهبر دیوانه و دیکتاتور آلمان نازی - آدولف هیتلر - هم می پردازد؛ افسوس که « جان راب » بسیار دیرهنگام درمی یابد که رهبر خودکامه و خونخوار آلمان در همپیمانی با امپراتور خودشیفته ی ژاپن ، دست نظامیان وحشی و ددمنش ژاپن را در خونریزی و تجاوز آزاد گذاشته است !!

هنوز و با وجود ساخته شدن فیلم های « پل رودخانه ی کوای » ، « نبرد اوکی ناوا » ، « پرچم های پدران ما » ، « نامه هایی از آیووجیما » ، « استرالیا » ، « بچه های شانگهای » ، « جان راب » و ... ، تصاویر وحشی گری ها و ددمنش های سپاهیان زیر سلطه ی مطلق امپراتور ژاپن آن چنان که باید و شاید به تصویر کشیده نشده و دولت ژاپن هنوز که هنوز است کشتار صدها هزار نفر از مردمان بی گناه و غیرنظامی ایالت های شرقی چین را نپذیرفته و پوزش رسمی از مردم و دولت چین نخواسته است.

تماشای این فیلم گیرا و گویا را به همه ی دلبستگان تاریخ ، به ویژه تاریخ معاصر و تاریخ دو جنگ جهانی نخست و دوم به گونه ای پافشارانه پیشنهاد و سفارش می کنم.

در کشور ما بسیاری از مردم ، ملت ژاپن را به سبب دو بمب اتمی هیروشیما و ناکازاکی ، مظلوم برمی شمارند و از کشتار و تجاوز وحشیانه و مغول وار آنان خبر نداشته و یا به آسانی بر آن چشم فرو بسته اند. یاد ضمیمه ی روزنامه ی همشهری به سردبیری محمد قوچانی و آن مقاله ی آموزنده و آگاه کننده ی « این ژاپنی های به ظاهر مودب » به خیر !!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم فروردین 1389ساعت 13:10  توسط دکتر بهنام اوحدی ایران بد  | 

دل دلیر ایرنا سندلر : نمایی واقع بینانه از زندگی نگون بختان محله ی گتو

 

 

فیلم « دل دلیر ایرنا سندلر ( The Courageous Heart of Irena Sendler ) » هم فیلم دیگری ست که به گونه ای هویدا نماهای واقعی زندگی نگون بختانه ی یهودیان در محله ی محاصره شده ی « گتو » ی لهستان اشغالی از سوی آلمان نازی را پیش چشم و ذهن به نمایش سپرده است.

فیلم برخلاف فیلم « شورش » ، آن اندک نماهای شبه تبلیغاتی را هم ندارد و به فرآیند نجات ۲۵۰۰ کودک بی گناه یهودی از چنگال سپاهیان اس اس رهبر خودکامه و خونخوار آلمان نازی می پردازد. فرآیندی که بدان انجامید تا خانم ایرنا سندلر در سال ۲۰۰۷ نامزد جایزه ی صلح نوبل شود.

 

دل دلیر ایرنا سندلر

 

فیلم « دل دلیر ایرنا سندلر » جنایت های زشت و فراموش ناشدنی سپاه اس اس آلمان نازی را درباره ی کودکان خردسال یهودی ، به خوبی برای دلبستگان تاریخ ، به ویژه تاریخ معاصر و رخدادهای جنگ جهانی دوم ثبت و ضبط کرده است.

تماشای این فیلم انسان دوستانه را به همه ی دوست داران رخدادهای تاریخی جنگ جهانی دوم و شیفتگان تاریخ ، پیشنهاد و سفارش می کنم.

بیاموزیم که از زندگی مان ، تنها و تنها نامی نیک و شرافتی برآمده از انسان دوستی و مهر و راستی باقی می ماند. بگذریم که برخی نادانان نان به نرخ روز خور در میهن پر فراز و فرود مان ، هم اکنون هر گونه اندیشه ی اومانیستی ( انسان گرایانه ) را مردود و مطرود می شمارند و راه و رسم رفتاری حیوونیستی ( ددمنشانه ) را برمی گزینند !!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم فروردین 1389ساعت 12:35  توسط دکتر بهنام اوحدی ایران بد  | 

مطالب قدیمی‌تر